شهرستان مغان از منظر میراث فرهنگی و باستان شناختی:


    میراث فرهنگی در یک تعریف عام شامل تمام آثار و فعالیت های انسان از دیر باز تاکنون است. میراث فرهنگی که از نیاکان به ما ارث رسیده به دو گروه کلی تقسیم می شود. میراث مادی مانند آثار معماری، قبور ، اشیاء باستانی و میراث معنوی مانند داستان ها، ضرب المثل ها، نغمه ها و هر آنچه که به صورت شفاهی سینه به سینه نقل شده است. جنبه مادی فرهنگ های گذشته، از طریق علم باستان شناسی قابل شناسایی و مطالعه است و جنبه معنوی با مطالعات اتنوگرافی، اسطوره شناسی و انسان شناسی تاحدودی قابل بازسازی است. مطالعات باستان شناسی شهرستان مغان به صورت آکادمیک از قرن نوزدهم آغاز شد و دمرگان زمین شناس فرانسوی که به صورت تجربی فعالیت باستان شناسی نیز انجام می داد طی سفری به تالش، نمین ، کناره های دریای خزر، مغان، قره داغ و تبریز برخی قبور مگالتیک  ارتفاعات مشرف به شهرستان مغان را مورد کاوش قرار داد. دهه ها گذشت تا در سال 1345 ه.ش سیف اله کامبخش فرد از طرف اداره کل باستان شناسی وقت مامور کاوش های نجات بخشی در بخش موران شد و در نتیجۀ کاوش گور خمره های متعدد در روستای های موران حجم انبوهی داده از جوامع انسانی همزمان با دوره پارتی بدست آمد و نام گرمی را در محافل دانشگاهی به عنوان مهمترین مرکز دوره میانی اشکانی پرآوازه ساخت. پس از انقلاب اسلامی مطالعات باستان شناسی شهرستان مغان در سال 1385 ه.ش با بررسی های پالئولتیک استان اردبیل توسط هیئت مشترک ایرانی – روسی پیگیری شد و در نتیجه در حوضه سامبور چایی و قره سو (دره یورد) بخش اونگوت به ابزار های سنگی دست ساخته انسان متعلق به پارینه سنگی قدیم (حدود 600-500 هزار سال پیش) برخورد گردید. دیگر فعالیت های باستان شناختی سال های اخیر عمدتا در مقوله ثبت آثار متمرکز یافته است و تاکنون 182 اثر باستانی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و به غیر از آثار ثبت شده 185 اثر نیز شناسایی شده و مسلماً با انجام بررسی های روشمند باستان شناختی تعداد آثار بسیار بیشتر از ارقام فعلی خواهد شد.
با توجه به مطالعات صورت گرفته تاکنون سیمای باستان شناسی شهرستان مغان تاحدودی روشن شده است. این شهرستان از دوران پارینه سنگی و زمانی که انسانها در غارها و اشکفت های سنگی زندگی می کرده اند، توسط جوامع شکارگر اشغال شده و بدلیل موقعیت جغرافیایی و توپوگرافی خاص بخش اونگوت آثار انسان های اولیه از این منطقه شناسایی گردیده است. چرا که رودخانه های با بستر عمیق محل مناسبی برای کشف آثار پالئولتیک است. شواهد دوران نوسنگی و مس سنگی (حدود 12000 تا 5000 سال پیش) بدلیل نیاز به کاوش های کنترل شده هنوز مشخص نگردیده اما استقرارگاه های دوره برنز به وفور در حوضه رودخانه بولغار چایی، برزند چایی، ساری قمیش و قره سو شناسایی شده است. تراکم آثار عصر مفرغ قدیم که معروف به فرهنگ کورا – ارس است؛ به خصوص در کناره رود ارس و دشت مغان جمهوری آذربایجان نشان می دهد دشت مغان یکی از مراکزی است که این فرهنگ در آنجا شکل گرفته و تا چچن و اینگوش در شمال قفقاز، فلسطین و سوریه در غرب و کنگاور، همدان، دشت ساوه و تهران در فلات ایران گسترش یافته است. آثار متعلق به عصر آهن (از 1500 قبل از میلاد تا اوایل دوران پارتی) به صورت قلعه های دفاعی باز بیشتر در بخش اونگوت دیده می شود. دلیل این امر وجود ارتفاعات دارای پرتگاه که امکان دسترسی بدانها سخت و دشوار است؛ می باشد. با شروع دوره پارتی شهرستان مغان عموماً و بخش موران خصوصاً با افزایش جمعیت مواجه می شود. به طوریکه شمار روستاها و فاصله آنها از یکدیگر از تعداد روستاها و پراکندگی شان در حال حاضر بسیار بیشتر بوده است. شاید اغراق نباشد که بگوییم جمعیت شهرستان مغان  بعد از دوره پارتی هیچ وقت به اندازۀ قبل نرسیده است. بدلیل تراکم بیش از حد آثار دوره پارتی در بخش موران است که بسیاری از تاریخ نویسان محلی نام گرمی را با این دوره عجین دانسته و اینگونه برداشت نموده اند که شهرستان مغان از دوره پارتی به بعد مسکون شده و قبل از آن آثار وجود نداشته است. بعد از دوره پارتی همزمان با دوره ساسانی بخش مسطح دشت مغان یعنی حد فاصل جعفرآباد - اصلاندوز بدلیل احداث کانال آبیاری که از کانال امروزی هم عریض تر بوده و هم زمین های بیشتری را مشروب می نموده، با افزایش جمعیت مواجه می شود. ارتفاعات گرمی در دوره ساسانی محل احداث قلعه هایی است که کاربری اصلی شان حفظ امنیت مرزهای شمالی با قفقاز و نیز مدیریت سیستم آبیاری دشت مغان است. قلاع آنزیر، اوغلان قالاسی، یئل سویی، قیز قالاسی و داش زیوه از جمله این قلعه هاست که مدتها بعد از دوره اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته اند. با ورود به دوره اسلامی شهرستان مغان محل وقوع حوادث مهمی در جهان اسلام است.

قیام بابک منجر به درگیری شدید خلفای عباسی با خرمدینان در آذربایجان می شود و در نهایت خلیفه عباسی سپاه گران خود را به فرماندهی افشین به منطقه اعزام می کند و این قشون در محل قلعه برزند اتراق می کنند. این اتفاق نشان می دهد خرمدینان در قلاع شهرستان مغان آخرین نبردهایشان را با عباسیان انجام داده اند. قلعه- شهر برزند تا دوره پهلوی اول به حیات خود ادامه می دهد و سپس متروک می شود. از دیگر شهر های مهم اسلامی شهرستان مغان باجروان است که در حدفاصل برزند و ورثان (اولتان قالاسی) بوده و دارای استحکامات محکمی بوده است. در طول دوره اسلامی برج های متعددی در هر سه بخش شهرستان مغان مانند جدا، قوزلو و میرو شکل می گیرد که به احتمال متاثر از حضور ایلخانان است. در دوره ایلخانی مسیر سلطانیه- خونج – اردبیل- ارشق و مغان به یکی از شاه راههای ارتباطی منطقه تبدیل می شود.با به قدرت رسیدن قزلباش ها شاهان صفوی اقدام به جابجایی عشایر می کنند و در نتیجه گروه هایی از آناطولی شرقی به مغان کوچانده می شود و شاه سون ها در مناقشات سیاسی نقش عمده ای را بازی می کنند. با شروع دوره قاجار در نتیجه سیاست توسعه ارضی استعماری روس ها ایران وارد سلسله جنگ هایی می شود که در نتیجه آن بخش هایی از مغان از میهن جدا می شود. در این دوران مغان آسیب های جدی می بیند و غیر از قلعه برزند آثار معماری قابل توجهی باقی نمی ماند.
توضیحات مختصر بالا نشان میدهد شهرستان مغان تا چه اندازه از لحاظ مطالعات باستان شناسی مهم و دارای ارزش تاریخی والایی است. همچنین قلت کاوش ها و بررسی های روشمند مانع از دستیابی به اطلاعات جامع و دقیق باستان شناسانه شده است. از این رو انجام کاوش باستان شناختی در سایت هایی مانند برزند، قلاع و تپه های شاخصی که دارای چندین دوره استقراری است؛ جهت روشن نمودن زوایای تاریک فرهنگ ها و تمدن های باستانی منطقه ضروری است. دیگر اینکه امروزه کاوش های باستان شناسی خود به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری مطرح است و علاقمندان بسیاری وجود دارد که مشتاق تماشای سایت های باستانی در حال کاوش هستند. از همین روست که در جوامع پیشرفته به جای اینکه آثار را به موزه ها انتقال بدهند اقدام به تاسیس سایت موزه ها می کنند. با این کار هم بافت و کانتکس آثار را حفظ می کنند و هم موجبات رونق گردشگری منطقه را فراهم می نمایند. گور خمره های پارتی از جمله آثار مهم شهرستان مغان است که قابلیت بالایی برای برپایی سایت موزه دارد.
اما مهمترین تهدیداتی که میراث فرهنگی شهرستان مغان را در معرض اضمحلال قرار داده در دو بخش قابل ذکر است:
1-  حفاریهای بی رویه و دیوانه وار که به یک اپیدمی تبدیل شده است. غارتگران میراث فرهنگی به سودای دست یابی به ثروت سرشار یک شبه نه تنها موجب تخریب آثار باستانی و بقایای معماری چندین هزار ساله می شوند بلکه منابع طبیعی را نیز با تهدید مواجه ساخته اند. بسیاری از صخره های طبیعی به دلیل توهمات و افسانه سرایی جاهلان حتی با دینامیت و مواد منفجره تخریب می شوند. گذشته از این آثاری که تاریخ شان به قبل از کشف فلزات می رسد و یا آثار متعلق به دوره اسلامی مانند سنگ قبرها و قوچ های سنگی که کوچکترین ارزش ریالی ندارند، از دست قاچاقپیان در امان نیستند. بدین ترتیب ماحصل کار از بین رفتن پتانسیل های باستانی منطقه است که خود یکی از ملزومات جذب توریست های فرهنگی می باشد. از دیگر سو آثار باستانی هویت مردمان یک منطقه است تخریب این آثار و یا فروش آنها به مثابه کسی می ماند که شناسنامه و اسناد هویتی خود را امحا نموده و یا در معرض داد و ستد قرار می دهد. بدیهی است فرد بی هویت چقدر در دنیای امروزی سرگردان خواهد بود و بی هویتی میراث فرهنگی بسی تاسف بارتر و جبران ناپذیرتر است.
2-  دومین عامل نابودی میراث فرهنگی به خصوص بخش میراث معنوی و ناملموس تغییرات جامعه با ورود تکنولوژی های جدید و عدم امکان سازگاری شیوه های سنتی با مدرن به دلیل سرعت تغییر و تحولات است. در نتیجه آداب و رسوم، باورها، آیین ها و سنت های شفاهی که ریشه در تاریخ هزاران ساله دارند به سرعت در حال نابودی است. عدم توانایی برقراری ارتباط در نسل جدید با نسل قبلی و زندگی آپارتمان نشینی آفت هایی است که باعث ریشه کنی گنجینه و ذخایر میراث معنوی می شود.


راهکارها و فرصت ها:
1-  فرهنگ سازی و ترویج حس تعلق خاطر به آثار باستانی و ناملموس فرهنگی: بدیهی است که این امر به تنهایی از توان اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خارج است. همانطور که آرام آرام صیانت از محیط زیست به باور عمومی تبدیل می شود و همگان به ارزش حفظ گونه های جانوری و گیاهی واقف شده اند؛ می بایست چنین تفکری را در ارتباط با میراث فرهنگی نیز کسب کنند. این امر مستلزم جهاد همگانی و احساس وظیفه تک تک دوستداران میراث فرهنگی و فرهیختگان است.

2-  راه اندازی سازمان های مردم نهاد و NGO با محوریت حفظ آثار و صیانت از گنجینه های بومی و ملی : در این راستا اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان مغان مشتاقانه منتظر ارایه نظرات و پیشنهادات فرهیختگان و علاقمندان است و به جد از سمن ها حمایت می¬کند.
3-  تحویل داوطلبانه آثار و اشیا باستانی: برخی افراد در خانه خود ظروف سفالی و اشیا باستانی که در گذشته به هر دلیلی در نتیجه حفاری کشف شده را نگهداری میکنند. اینگونه افراد می توانند داوطلبانه آثار را به میراث فرهنگی اهدا کنند تا در هنگام راه اندازی موزه باستان شناسی گرمی با قید نام اهدا کننده به نمایش گذاشته شود.
4-  ثبت آثار معنوی و ناملموس: ثبت آثار باستانی و حفاظت از آنها با تشکیل اداره عتیقات در زمان پهلوی اول آغاز شد و سالها گذشت تا کارشناسان یونسکو لزوم ثبت آثار معنوی ملت ها و اقوام را به دلیل در معرض خطر نابودی بودن مورد توجه قرار دهند. امروزه ثبت ملی و جهانی مهارت ها، سنت ها، غذاها، موسیقی، آداب و رسوم و باورها مورد توجه جدی کشورها قرار گرفته است با این وصف در شهرستان مغان نمونه های بسیاری از میراث معنوی و ناملموس مانند غذاهای محلی کته و خشیل، مراسم ویژه دروی گندم آللاه لاما مراسم ویژه شاخسی واخسی قبل از آغاز محرم الحرام و بازیهای محلی و بومی وجود دارد که نیازمند ثبت و حفظ هستند. با توجه به گستردگی موضوع و مرتبط بودن رشته ها و نهادهای متعدد از قبیل جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، فرهنگ و ارشاد اسلامی ، تبلیغات اسلامی و امور جوانان و ورزش و بسیاری سازمان های دیگر با مفاهیم میراث معنوی، همکاری و همیاری شان می تواند در تهیه پرونده های مستند ثبت آثار ملی میراث ناملموس مفید واقع شود. به طوریکه با جامع بودن اطلاعات در زمینه های فوق الذکر امکان ثبت در میراث جهانی یونسکو نیز فراهم می شود. اهمیت ثبت جهانی وقتی بیشتر قابل درک خواهد بود که بگوییم یکی از مهمترین دلایل انتخاب مقصد سفر توسط توریست ها  مراجعه به لیست آثار جهانی کشورهاست. هر چه قدر آثار ثبت شده در یک منطقه متنوع تر باشد و موضوعات مختلف باستان¬شناختی، اتنوگرافی، انسان شناسی و جنبه های مختلف زندگی انسان را در برگیرد، میل و اشتیاق جهانگردان نیز جهت انتخاب کشور، شهر و روستای مورد نظر برای سفر بیشتر خواهد بود.